واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
542
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
از آن تاريخ صغانيان جزو متصرفات امير گوزگانان بوده . طاهر به هنگام محاصرهء بلخ كشته شد و پس از مرگ او لشكريانش گريختند . دولت سامانيان بالكل از هم پاشيده شد و طعمهء سهل الوصولى براى فاتح گشت - فاتحى كه لشكريانش در آن زمان به مرزهاى شمالى ماوراء النهر رسيده بودند . دربارهء اينكه دولت خانان ترك كه به سيادت سامانيان پايان دادند چگونه تكوين يافته بوده اطلاعاتى در دست نيست . حتى موضوع انتساب اين خانان به فلان يا به همان قبيلهء ترك نيز مورد اختلاف و بحث است . اخبارى كه در جاهاى ديگر نقل كرده « 1 » و از پيروزيهاى تغزغزان بر قارليغان و اشغال كاشغر توسط قوم يغما - شاخهاى از تغزغزان - و تسخير بلاساغون بدست تركان كافر سخن گفتهايم ، تا حدى حاكى از آن است كه قراخانيان در رأس تغزغزانى كه دولت قارليغان ( خرلقان ) را منهدم ساختند قرار داشتهاند . ولى وضع و موقعى كه قارليغان در دولت قراخانيان داشته - و بعد در آنباره سخن خواهيم گفت - و كاملا با وضع غزان در امپراطورى سلجوقيان منطبق مىباشد ، عليه نظر سابق الذكر گواهى مىدهد « 2 » . دربارهء اسلام آوردن قراخانيان نيز جز اخبار افسانهاى
--> ( 1 ) - بارتولد ؟ O ؟ ZVORA ، مجلد X I ، ص 349 - 348 ؛ بارتولد ، « تاريخ مختصر هفت آب » ص 95 - 94 ؛ Die Altturkischen » ، Barthold 28 . I nschriften » S ( 2 ) - نيز رجوع شود به : بارتولد ، « دربارهء مسيحيت در تركستان » ، ص 22 ؛ . 49 . Zur Geschichte des Christentums » S » ، Barthoed چنان كه بعد خواهيم ديد در پايان قرن يازدهم ميلادى ( پنجم هجرى ) هستهء لشكر قراخانيان را جكيلان تشكيل مىدادهاند . با اينحال بطورى كه از گفتهء محمود كاشغرى كه معاصر آن زمان بوده مستفاد مىگردد ( I ، 330 ) تركمنان امپراطورى سلجوقى همهء تركان شرقى را جكيل ( يا چكيل ) مىخواندند .